گل خوشگل من. عزیز دلم 

دایی خوسنگ!!! (دایی حسین)

چراغ رو خوشنگ کنم؟ (چراغ رو روشن کنم؟)

سرفه میکردم. نشسته بودی رو زمین بازی میکردی. پاشدی اومدی اونطوری که من میزنم تو کمرت وقتی سرفه میکنی زدی رو دستم. باز سرفه کردم باز زدی. دردت به جونم. قربون دستای کوچولوت برم که دوای دردمه عزیز دلم.

از حموم بیزار شدی. یه راه جدید پیدا کردم. سرت رو بو میکنم و میگم اه اه بو دندو! (بو گندو- خودت یادم دادی) بعد به زور و گریه و اینا میریم حموم. بعد هی سرت رو بو میکنم میگم بوی گل میده. بعد تو هرکسی که بیاد میری پیشش و میگی ببین سرم بوی گل میده! قربون سرت برم.

پشه پات رو زده. صبح اومدی میگی ببین پَشَیه!!!!!!!!!!!! پام رو زده!

پای من رفته بود تو چاله و انگشتم درد میکرد. بعد تو هم تو بغلم بودی و پای من که رفت تو چاله یه وری شدم و تیغ یه بوته رفت تو پای تو. بعد از اون جای تیغ رو (که الان اثری ازش نمونده) به همه نشون میدی و میگی ببین پام چاخ!!!!!!!!!! شده! فدای پای قشنگت بشم مامانم

با هم بازی میکنیم میایی و مثلا من رو میخوری. بعد هی میگی ببعی ببعی، پشیه! اومده بخوردت . هاپ هاپ!!!!!!!!!!!!!!

دوست دارم دردونه نازم.