سلام عشق کوچولوی من

ببخش مامانم خیلی وقته برات ننوشتم

گل خوشگلم آبله مرغون گرفتی. تقریبا یک ماه پیش. الان دیگه خوبی. 

چند روز پیش داشتی کلاه قرمزی  میدیدی. مجری پرسید خانه تکانی یعنی چی؟ گفتن یعنی بلند شیم همه خونه رو تمیز کنیم. منم یه کم ریخته بودم خونه رو به هم و مثلا دارم خونه تکونی میکنم..... خلاصه که یهو با هیجان بلند شدی میگی دیدی چی گفت؟ گفت باید پاشیم خونه رو تمیز کنیم! خوشحاااال منتظر بودم که بخواهی مشارکت کنی برای تمیز کردن خونه.... گفتم خب؟! گفتی خب پاشو دیگه... پاشو خونه رو تمیز کن!!!!!!!

باز فرداش اومدی میگی مامان چه راه حلی داری؟ میگم برای چی؟ میگی برای اینکه اینجاها رو مرتب کنی....

دیشب میخواستم برای بابات یه چیزی تعریف کنم. برای اینکه متوجه نشی یه کلمه هایی رو انگلیسی میگفتم...دیدی بحث به درازا کشید و تو هم نقشی توش نداری گفتی میدونی چی شده؟ تو مهد اسانت هم وان مادِر ... بعد 4 تا کلمه انگلیسی که بلدی رو بلغور کردی پشت سرش... آخرش هم کم آوردی ... گفتی بقیه اش هم همون چیزایی که تو الان واسه بابا گفتی!!!!

دوست دارم عزیز دلم