طلایی امروز آخرین روز قبل از یکسالگیته. فردا گگگگگگووووووووووومممممممممبببببببببب. یکسالت میشه.

فسقل قشنگم دیروز آگاهانه قدم اول رو برداشتی. آره طلایی راه رفتی. منم هی ذوق میکنم و میرم دو قدم جلوتر و تو یکی دو قدم لرزون و ترسون بر میداری و ولو میشی رو زمین.

ولی یادمون باشه که تو دو روز قبل از تولد یکسالگیت راه رفتی. نمیخوام به مامانی هات بگم. میخوام خودشون ببینن و ذوق بکنن.

بازم یواشکی... بازم خوردی زمین. عزیزکم آخه چرا اینقدر شیطونی. من چطوری باید مهارت کنم آخه؟ شب به بابات چی جواب بدم با اون خط روی پیشونیت؟ تورو خدا یه کم هوای خودت و در نتیجه هوای من رو داشته باش.

دوست دارم عسلم.