سلام عزیز دل قشنگم. سلام کوچولوی دو ساله من. سلام نفسم. عمرم عشقم زندگیم. تولدت مبارک همه هستی من. تولد مبارک. عروسیت رو ببینم پسر قشنگم.

پسر دردونه ام. ببخش که مثل همیشه سرم شلوغه. میخواستم یه پست بذارم سر ساعت 13:45 دقیقه که دوساله میشی. نشد. هی هی.

به هرحال خودت که میدونی چقدر برام عزیزی. این کوتاهی ها رو میبخشی به مامان نه؟

 

امروز رفتم کیک تولدت رو سفارش دادم. 5 شنبه تولد کوچولو میگیرم برات. وای که چقدر دوست دارم تو کله کوچولوت باشم و حس کنم حال و اوضاع اون لحظه ات رو. 

برای نوشته تولدت به آقاهه میگم بنویس امیرحسام دو سالش شد. رفتم اومدم میبینم نوشته امیرحسام جان دوسالش شد. گفتم آقا "جان" رو حذف کن. میگه آخه با جان قشنگتره. گفتم آخه این عزیز تر از جانه. ولی میخوام نوشته کیکش مثل مال یکسالگیش باشه.

گل مامان وقتی میریم مهد خاله نسرین تا میبندت صدات میکنه بی دردسر من سلام. پسر خوش اخلاق من سلام.

ولی امروز شکایتت رو کرد بهم. گفت هم همه دیوارا رو خط خطی کردی. هم یکی رو گاز گرفتی هم یکی رو زدی! ولی چون روز تولدت بوده و منم شیرینی برده بودم براشون چیزی بهت نگفته بودن. مامانم گاز گرفتن رو یادت رفته بود ها! چی شده امروز باز این کار رو کردی؟ توروخدا یه کاری نکن دعوات کنن. میدونی که من طاقت ندارم نازک تر از گل بهت بگن....

برای شبت برنامه داریم. ولی هنوز نمیدونم چه برنامه ای. من برم تند تند کار کنم که وقت کنیم ببریمت بیرون با بابایی. 

دوست دارم دردونه قشنگم.