اینا رو جای دیگه برات نوشتم. همینطوری کپی کردم اینجا برات

نشسته ماشیناش رو دونه دونه پرت میکنه. میگم خاله نسرین نگفته پرت کردن کار بدیه؟ 
میگه نه! نه! کار بدنی نیست!

 

نشسته بازی میکنه روی مبل. میگه سعیده برو اونور بشین. میگم مامان دارم کار میکنم. میگه ماشین گنده داره میاد. تصادص میکنی ها! 
پاشدم اومدم رو زمین نشستم! 

میگه ماشینام رو پرت نکردم. میگم قربونت بشم پسر گل من. میگه بیخشید! میمیرم براش... 

 

یه پوست تخمه گرفته دستش چشاش از شیطنت برق میزنه. دم در اتاقش وایساده میگه سعیده برم آشگال بخورم! کلا هر کار بدی میخواد بکنه میره تو اتاقش که من نبینمش.