همه زندگی من 

کمتر از سه هفته تا سه سالگی فاصله داریم. عزیز قشنگم همه دنیای من چه زود داری بزرگ میشی

برات سیب زمینی سرخ کردم بعنوان عصرونه. میری میچرخی میایی یه دونه میخوری باز میری باز میایی یهو وسطش میگی خلی خوشزه است. مرسی باسه من سی مَزینی درست کردی.

توی سایت دارم یه کاری انجام میدم. یهو ترس برم میداره که نکنه یه جایی اشتباه کرده باشم. میرم چک میکنم و میبینم درسته. با خودم به صدای بلند میگم آخیش ترسیدما. نشستی تلویزیون نگاه میکنی یهو میپری میگی ترسیدی دستت رو بده به من. میمیرم برات. یه یکی دو دقیقه ای دستم رو میگیری تو دستت میگی دیگه نمیترسی؟ میگم نه عزیز قشنگم تا تو کنارمی از هیچی نمیترسم پسر دردونه ام

دوستت دارم شاهکار خلقت. دوستت دارم