پسر عزیزتر از جونم سلام

عشق مامان اوضاع بد نیست. یه کم وزن گرفتی. و به چشم دیگران یه کم جون گرفتی. دردت به جونم عزیزکم

خاله مونا اومده بود پیشمون با خورشید کوچولو. قربونت برم که هم هواش رو داشتی هم حسودی میکردی اگه من بغلش میکردم هم خساست میکردی تو دادن اسباب بازی هات. ولی بازم خیلی آقایی گل خوشگلم. بعدش که رفتن خونه خیلی به هم ریخته شده بود. بهم میگی من میرم مهد میام خونه رو مرتب کرده باشیا!!!!!!!!

امروزم رفتیم سوار ماشین شیم بریم مهد میگی سعیده ماشین کثیب شده. تمیزش کن! گفتم چشم!!!!

دیروز عصبانی شدم دعوات کردم میگی الان زنگ میزنم پلیس بیاد! عزیزکم فکر کردی کجا زندگی میکنی؟ اینجا ایرانه ها! 

بهم میگه سعیده بدی نباش. با لحنی که من میگم پسر بدی نباش. قربونت برم

یه نمایش بردیمت موش و گربه. خیلی حال نکردی. خب خداییش خیلی هم باحال نبودن خب. ولی یه کنسرت بردیمت که شعرای بچه گونه بود و بچه ها هم توش میرقصیدن. اون رو خوشت اومد.

دیگه جونم برات بگه که خیلی گلی خیلی عزیزی خیلی دوست دارم. روزی ده بار بهم میگی دلم برات تنگ شده. دوست دارم. منم هی ذوق مرگ میشم گل خوشگلم

دوست دارم عمر دلم