هفته آخر 19 ماهگی

سلام گل باقالی خوشگلم

پسر مامان بالاخره یه چیزی گفتی. میگی آب. رفتیم جلوی فواره ها تو پارک و گفتی آب. قربونت حرف زدنت.

نه هم میگی.

بهت میگم امیرحسام مامان رو دوست داری همزمان هم خودم سرم رو به علامت تایید تکون میدم. تو هم سرت رو تکون میدی که یعنی آره. ههههههه مامان خودشیفته.

فیلم شدی پسرکم. شیرین شدی مثل عسل. خیلی دوست داشتنی شدی مامانم. شکر خدا همه دوست دارن.

الان بابات دراز کشیده روی مبل. ماشینهات رو اومدی چیدی روش. کلا با ماشین هات کلی حال میکنی. فقط با اونا بازی میکنی. روی مبل پارکشون میکنی. گوشه اتاق پارکشون میکنی. انقدرم مرتب اینکارو میکنی که من کیف میکنم.

بهت میگم بوسم کن صورتت رو میچسبونی به صورتم. 

بخوام ورزش کنم میای میشینی رو شکمم یه پاهام رو بغل میکنی یا به هر وسیله ای که به عقلت برسه نمیذاری ورزش کنم.

به شدت ددری شدی. اکثر طول روز در  حال نق زدنی واسه بیرون رفتن. تو پارک هم که مثل بچه آدمیزاد بازی نمیکنی. یا میخوای بری تو خیابون. یا میری یه چاله آب گیر میاری و توش لگد میزنی. یا میری میخوای بری توی حوض آب. آخرشم با گریه برت میگردونم خونه.

گل مامانی. دوست دارم پسرکم

/ 0 نظر / 12 بازدید