دو سال و شش ماه و سه هفته

شبه. طبق معمول رفتیم رو تخت ما. من مثلا خوابم تو هم داری ووووول میخوری که بخوابی.

عروسک رو میاری. میگی مامان سعیده عزیز (یعنی بغلش کن) بغلش میکنم میگم ترنج (اسم عروسکه) خوابه و میذارمش بینمون

نازش میکنی و میگی سلام نی نی. خوبی؟ جیش نداری؟

بعد میگی مامان سعیده جیش داره

میگم نداره مامان. بردمش جیشش رو کرده

میگی نی نی جیش نداری. بخواب!

....

سبزی خریدم دارم بسته بندی می کنم. با قاشق داری هم میزنیشون که یه تیکه اش رو پرت میکنی بیرون. دعوات میکنم و زمین رو نشونت میدم و میگم ببین چیکار کردی! چند دقیقه میگذره با اخم همچنان بازی ات رو ادامه میدی. من موقع پر کردن یه کیسه یه کمش رو میریزم زمین. انگار که یه قاتل زنجیره ای رو دستگیر کرده باشی میزنی تو صورت خودت و سبزیهای ریخته شده رو نشون میدی و میگی ایخته شد (ریخت!) بیبین چیکار کردی؟!!!!!

......

رفتیم برات لباس بخریم. نمیذاشتی پرو کنیم برات. فروشنده ها بهت میگفتن بذار تنت کنه بهت آبنبات میدم ها! میگفتی نهههههه. کلا نذاشتی هیچکدوم رو تنت کنیم و خرید کنیم. ولی موقع بیرون اومدن از مغازه میرفتی مظلوم میشدی میگفتی خالهههههههه آبنبات! 4 تا آبنبات اینطوری گرفتی. بچه پر رو.

......

 توی مترو موقع رفتن کلی باهات حرف زدم که دستت رو توی دهنت نکن. اگه دستت رو توی دهنت کنی میکروب ها میرن تو بدنت و مریض میشی و باید بریم دکتر.

موقع برگشتن یه پوست روی لبت اذیتت میکرد. خیلی باهاش کلنجار رفتی. اعصابت رو ریخته بود به هم. گفتی بریم دکتر. گفتم چرا بریم دکتر. گفتی موخ لب! گفتم مامان بریم خونه خودم برات میکنمش. گفتی نهههه دکتر. گفتم نه دکتر لازم نداری. جفت دستات رو تا ته کردی تو حلقت گفتی آآاآآ آآآآآ بییم دکتر؟!!!!!!!!!!!!!!

یعنی حالا که دستم تو دهنمه و مریض میشم باید بریم دکتر.

پ.ن. موخ به هرچیزی که اذیتت کنه میگی. پوست لبت که معمولا کنده میشه یا چیزی لای دندونات گیر میکنه یا ناخنت گوشه اش بلند میشه میگی موخ! من جوش های بابات رو خالی میکنم. دیدی یاد گرفتی. میایی صورت بابات رو فشار میدی میگی موخه.

/ 1 نظر / 16 بازدید
گیلناز

واقعن لذت میبرم این ها رو میخونم...مدام هم به این فکر میکنم که وقتی امیر حسام بزرگ بشه و بیاد این نوشته ها رو بخونه چقدر ذوق میکنه...بعدش میاد بهت میگه نفسمی، عشقمی :)